تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

52

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

تاريخ حيره چون اردشير عراق را بگرفت بسيارى از مردم تنوخ نخواستند در مملكت او بمانند و زيردست او باشند . پس گروهى از قبايل قضاعة كه از تنوخ بودند و با مالك و عمرو ، پسران فهم ، و با مالك ، پسر زهير ، و با ديگران بدان سرزمين آمده بودند بيرون شدند و به قبائل قضاعة كه در شام بودند پيوستند « 1 » . مردمى از عرب كه در

--> قوم خاصّى را مىرساند . به همين جهت توجيه معكوس حمزه ( ص 97 ) نيز درست نيست كه مىگويد اردوانيان نبطيان سوريّه بوده‌اند . طبرى دقيق‌تر گفته است ( نسخهء توبينگن ورق 51 ) كه ارمانيان در قسمت بالاى بابل و اردوانيان در قسمت پائين آن مىنشستند . « نبطى » تسميهء خالص عربى است براى همهء آراميان ZDMG ) ج 25 ص 122 به بعد ) . ارمان ( ارم ) نام صحيح اين قوم است امّا در اينجا به اغلب احتمالات به ساكنان بيث ارمايه ZDMG ) ج 25 ص 120 و بعد ؛ نيز رجوع شود به زيرنويس شمارهء 2 ، صفحهء 45 ) محدود شده است . قول مسعودى ( ج 2 ص 164 ) كه پاپا صاحب قصر ابن هبيره ( و به عبارت بهتر موضعى كه در نزديكى حيره و كوفه قرار دارد و بعدها به اين نام معروف شد ) بوده است با آن درست درمىآيد . به گفتهء ياقوت ( ج 2 ص 376 س 1 ) او در انبار ساكن بوده است كه خيلى بالاتر از موضع مذكور است . پس مسلما هستهء تاريخى اين خبر آنست كه اردشير از يك شورش محلّى در اين ولايت پادشاهى استفاده كرده است . مىتوان اين پاپا را با پاپا پسر ناصور مذكور در منابع يهودى يكى دانست ( رجوع شود به مواضع مذكور در كتاب گرتز به نام « تاريخ يهود » ج 4 ص 489 ، چاپ دوم ) ؛ امّا در آنجا . j Terumoth را بايد تصحيح كرد . اين شخص مسلما يكى از اعضاى خاندان سلطنتى پالمير بوده است امّا برادر اذنات ( اذينه ) بوده است نه خود او . امّا چون در قرون سوّم و چهارم مسيحى نام پاپا فراوان بوده است ( از جمله يك ربّى در تلمود و سه شهيد در مجموعهء السمعانى و يك پادشاه ارمنستان ( كه در چاپ گارت‌هاوزن از تاريخ آميان بر خلاف نسخهء خطّى آن « پارا » ناميده شده است ) تعيين هويّت او و بر طرف ساختن احتمالات ديگر مجال وسيع‌ترى مىخواهد . پدر اين پاپا در مروج الذّهب مسعودى ( ج 2 ص 164 ) به نامى ناميده شده است كه تشخيص صورت واقعى آن ميسّر نيست ، امّا با نام هيچ‌يك از اعضاى خانوادهء اذنات ( اذينه ) مسلما منطبق نمىشود . در زبان عربى حرف « پ » وجود ندارد و به همين جهت نام او را در اين زبان « بابا » تلفّظ مىكنند . ( 1 ) - مالك و كسان ديگر مذكور در اينجا از نظر تاريخى مشكوك هستند . دربارهء مهاجرت عربها به قسمت پائين فرات ما مخصوصا از راه محمّد كلبى و پسرش هشام ، اخبار متعدّدى در دست داريم كه در آن قسمت قابل اعتماد خيلى كم است . اين مردان بسيار باارزش كارى جز اين نمىتوانستند انجام دهند كه اخبار محرّف و مغشوش را جمع كنند و بعد با جسارت زياد به هم بپيوندند . دربارهء اخبار مربوط به قبايل مهاجر امر طبعا مشكل‌تر و مشكوك‌تر از اخبار مربوط